تحقق عشق با موسیقی


به صفحه اصلی برو

 

موسیقی موزارت

 

 

 

موسیقی شناسان و مورخین اوج شکل گیری مکتب آهنگسازی کلاسیک ویلن را مدیون قدوم مبارک نوزادی که در روز 27 ژانویه 1756 در سالزبورگ اتریش پا به عرصه وجود گذاشته است می دانند. ولفگانگ آمادئوس موزارت (1756 - 1791) یکی از شگفت ترین کودکان اعجوبه تاریخ بشریت در شمار پرکارترین آهنگسازان جهان قرار می گیرد و آثار متنوع او در تمام فرم های موسیقی شاهکار هایی آفریده است که زیر بنای تحولات آهنگسازی را تا پایان سده بعد از خود نیز تثبیت می کند. او اولین قطعات خود را در سن چهار سالگی تصنیف می کند و بین سنین چهار تا دوازده سالگی پرشور ترین و اما سنگین ترین زندگی هنری را تجربه می کند. او در سفر های طولانی که وادار به اجرای موسیقی بر ویلن و پیانو و به نمایش گذاشتن مهارت های موسیقیایی خود بود ٬ در تمامی کشور های اروپا ٬ کاخ ها و دربار های آن زمان به عنوان کودک اعجوبه به شهرت بسیاری دست یافت و فشار های روحی روانی و فیزیکی جبران ناپذیری را تحمل کرد.

 

آثار موزارت انتقال دهنده حسی از خود جوشی و اما توازن هستند. او حتی در پر شور و پر طنین ترین آثارش با مهارتی خارفق العاده تناسبی متعالی را رعایت می کند. موسیقی او سراسر کیفیتی آواز گونه دارد ٬ حتی ملودی های سازی او چنانند که گویی از آواز سر بر آورده اند. با توجه به حاکمیت دو سنت موسیقی ایتالیا و آلمان در آن زمان در موسیقی موزارت می توان تلفیقی از پارامتر های این دو سبک را شاهد بود. سنت ایتالیا با گرایش های مردمی شیرین و سبک و سنت آلمان با توجه بسیار خاص به بیان احساس و وصف حالات عمیق٬ دو محور خلاقیت موزارت را شکل می دهند و هر دو در کنار هم گستره پهناور ایده ها و مهارت های او را بارور می سازند. او در نوجوانی از اپرا های ایتالیایی و سبک دلپذیر سامارتینی الهام گرفت و در پی دوستی نزدیک و طولانی خود با یوهان کریستیان باخ (یکی از فرزندان ارشد باخ) از فرم های سمفونی و سونات های کلاویه ای او تاثیر پذیرفت. او همچنین از هایدن که مشهور ترین آهنگساز زمان خود به شمار می آمد شیوه های بسط و گسترش تم را آموخت و در سال های آخر عمر پربارش از کار های یوهان سباستین باخ شیوه نگارش و بافت پیچیده پلی فونی را الگو گرفت. او برعکس بسیاری از آهنگسازان زمان خویش که برای شکل گیری تفکرات خود ساعت ها می کوشیدند ٬ می توانست با سهولت و آسودگی اثری طولانی را به طور کامل در ذهن بیافریند و سپس بر روی کاغذ ثبت کند.

 

موزارت با قابلیت های خارق العاده خود نه تنها در خلق آثارش سرعتی معجزه آسا داشته بلکه با ژرف اندیشی در موسیقی پیشکسوتانش هر آن چه را که در فرم های موسیقی زمان خود موجود بود ٬ به تکامل می برد و ساختار هایی نو ٬ تلفیق های صوتی خلاق ٬ ارکستر نویسی جدید ٬ حرکت های ریتمیک پر جنب و جوش و بسط های هارمونیک مرموزی به وجود می آورد.

 

کنسرتوی کلاسیک که تجلی توازن در روحیه آهنگسازان کلاسیک است در دست موزارت به والاترین مرتبه کمال خود می رسد و بیانی نو و قوی در نوازندگی را ابداع می کند. او کنسرتو های متعددی برای ویلن و هورن و دو کنسرتو برای فلوت و یک کنسرتو برای فلوت و هارپ و یک کنسرتو برای هر یک از سازه های فاگوت ٬ ابوا و کلارینت ساخته است. این کنسرتو ها همچون آثار موسیقی مجلسی او نشان از حساسیت او در بهره گیری از رنگ مایه ها و تنوع صوتی در سازه ها است و مهارت او را در به نمایش در آوردن قابلیت های آوازی و همچنین تکنیکی این ساز ها بیان می کند. در شمار برجسته ترین آثار کنسرتویی موزارت ٬ بیش از بیست کنسرتو پیانو به جای مانده که چون خود پیانیستی چیره دست و برجسته بود از نظر ساختاری ٬ تماتیک و تفسیر از جایگاه ویژه ای در ادبیات موسیقی موزارت برخوردار هستند. پیشرفت های فنی و مکانیکی در ساخت و ساز پیانو های وینی در سال های 1780 باعث بهره برداری موزارت از اهم قابلیت های صوتی ٬ احساس و تکنینکی ساز پیانو می شود و منجر به خلق آثار برجسته ای شده است که نزد آهنگسازان پیشین همتایی نمی شناسد. موزارت در قطعات پیانویی خود نشان می دهد که اولین آهنگسازی است که درک واقعی از قابلیت های آوازی این ساز را دارد و در کنسرتو ها ٬ خصوصا مهارت برقراری دیالوگ بین صدای پیانو و ارکستر را به تبلور می رساند.

 

موزارت در آفرینش موسیقی آوازی نیز در میان آهنگسازان بزرگ کمتر رقیبی می شناسد. آثار آوازی او چه اپرا ها و چه قطعات مذهبی ٬ آثار دراماتیکی هستند که نمایانگر احساسات ژرف او ٬ قریحه لایزالش در ملودی نویسی و درک شکوهمند او از روحانیت و تقدس است. رکوییم در رمینور ٬ مسی که برای طلب آمرزش ارواح مردگان اجرا می شود ٬ نمونه ای والا از هنر آوازی اوست و از عالی ترین آثار مذهبی کرال در دوره کلاسیک به شمار می آید.

 

موزارت در واپسین ماه های زندگیش با وخیم شدن حالش این احساس را کرده بود که رکوییم را برای مرگ خود تصنیف می کند و در بستر مرگ کوشیده بود تا آن را به پایان برسان و موفق شد تا نه قسمت را کامل و بخشی از موومان دهم را تکمیل کند. رکوییم دارای سبک های بس متنوع از فوگ باروک گرفته تا بخش های اپرایی ویژه تک خوان ها یا گروهی از خوانندگان است که همگی به طرز شاخصی با یکدیگر پیوند خورده اند و بیانی موکد و قوی ٬ تنش ها و رکورد های عظیم از طریق بافت های متنوع ٬ حرکت های ریتمیک ساکن و متحرک ٬ محدوده های صوتی وسیع و فضا های دراماتیک عجیبی به وجود می آورند.

 

در تعیین جایگاه تاریخی موزارت هر چه از دستاورد های اعجاب انگیز او سخن بگوییم کافی نیست. او مظهر تحقق عشق است. موسیقی او که ویژگی اتحاد میان فرهیختگی و شوخ طبعی ٬ صداقت و مهارت ٬ پیچیدگی و سادگی ٬ عمق و ظرافت را داراست تجلی شخصیت بی همتا و خارق العاده انسانی است که در عنفوان جوانی هر آن چه را که ذهن بشر می توانسته است بدان دست یابد ٬ معنا و کمال می رساند و بالاخره در واپسین لحظات عمر کوتاه خود در روز 5 ماه دسامبر سال 1791 میلادی پس از تصنیف مرثیه سترگ برای خویشتن ٬ شکوه ٬ وقار و ژرفای وجود خود را بر عالم بشریت ابدی می سازد.

 

روحش شاد.

 

برگفته از ویژه نامه فستیوال موزارت - تهران - تالار وحدت -  آذر 1384

نوشته : دکتر آذین موحد

 

 


 

گرد آوری

سیامک کشف الایات

 

به صفحه اصلی برو